حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
٨ بيان روان در سايه فهم روان
سلاست و سهولت بيان استاد، در حدّى است كه بسا شاگرد، در بدو امر به ترديد مىافتد كه نكند مطلب ارائه شده، از عمق بيشترى برخوردار بوده و حقّ آن ادا نشده است؟
حقير كه در اين رابطه به حدّ وسواس رسيده بودم سعى داشتم كه به دقّت و با پيشمطالعه و پسمطالعه و به كمك همبحثان اصولى، جوانب مسأله را بررسى نمايم، بعد از بحث و فحص زياد، در بسيارى از موارد به اين نتيجه مىرسيدم كه حقّ مطلب همان است كه استاد ما بىپيرايه و بدون دستانداز و پيچ و خم عبارات و به دور از تعبيرات مغلق و معقّد، با طبع سيّال و فكر ثاقب خويش به آن رسيده بودند و آن را با سهولت و روانى خاصّى بيان داشتند.
طبعاً از آنجا كه زبان و بيان، ترجمان ذهن و فكر انسان است مىشود گفت كه اين بيان روان، فهم سالم و روانى را نيز در وراء، در بر دارد و مسلّماً آنچه كه در روانى بيان، نقش اوّل را ايفا مىكند كيفيّت ورود و خروج در مسأله، تحليل صحيح موضوع بحث، تشقيق و جداسازى و ريزكردن موضوع كلّى و عام و بالجمله نشان دادن موضوعات جانبى و متشابه و پردهبردارى دقيق از چهره محلّ نزاع است و انصافاً، استاد در اين رابطه بسيار موفّق است.
جالب است كه وقتى اين نكته ضميمه شود به اينكه استاد، قبراق و پرانرژى و