حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
بهتر است مشروح جريان را از زبان خود استاد بشنويم:
«بعد از آيةاللّه العظمى بروجردى رحمه الله و تحوّلاتى كه به وجود آمد همه احساس كردند كه مسأله امتحان مثلًا در حوزهها جزو واجبات است، براى مراحل اوّليه درس طلبگى، بايد يك برنامهريزى دقيق بشود و مدارس تحت پوشش اين برنامهها تأسيس بشود، از جمله آيةاللّه العظمى گلپايگانى، اوّلين مدرسه را به اين سبك تأسيس كردند: برنامه منظّم، ساعات درس منظّم، حضور و غياب در جلسات درس و امتحانها مرتّب و تشويق افراد و رسيدن به زندگى طلّاب. بعدها اين برنامهها در حوزه، گسترش بيشترى پيدا كرد. من فراموش نمىكنم با جمعى از همان دوستان، گفتيم لازم است يك زبان خارجه هم در كنار درسها بخوانيم، استاد خصوصى پيدا كرديم و شبها كه درس و بحث حوزوى نداشتيم ساعتى براى برنامه درس زبان خارجه مىرفتيم، ولى بعدها مسأله عمومى شد، من خودم معلّم زبان خارجهاى را استخدام كرده بودم كه براى عده زيادى از طلّاب در همين مدرسه اميرالمؤمنين عليه السلام تدريس مىكرد. طلّاب هم با عشق و علاقه استقبال مىكردند، و ما اين را به عنوان مقدمه واجب- حدّاقل- براى گروهى از طلّاب، لازم مىدانستيم چون هم منابع ديگران را بايد بتوانيم با زبان خودشان مطالعه كنيم و هم صداى اسلام را از طريق قلم و بيان بتوانيم به اقصى نقاط عالم برسانيم. اين برنامهها در جهات مختلف از جمله: اصلاح و تكميل كتب درسى غير فقه و اصول، حذف مباحث زائد از فقه و اصول، توجّه به مسائل مستحدثه، توجّه به مكاتب مختلف انحرافى و مذاهب ساختگى و مباحث ديگر، مطرح گرديد و روز به روز توجّه به آن بيشتر مىشد، تا اينكه انقلاب شروع شد و به حمداللّه به ثمر نشست، امام قدس سره كه طرفدار اين برنامهها بودند پيشنهاد تأسيس شوراى عالى مديريّت را فرمودند و سفارش كردند كه شوراى عالى تشكيل بشود، سه نفر از طرف ايشان، سه نفر از طرف آيةاللّه العظمى