حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
داشت، درسش براى استاد ما بسيار دلچسب بود و به اعتراف خود استاد، بسيار چيزها در مكتب فقهى او آموخت.
خاطره شركت در درس اين ابَر مرد فقه و حديث را استاد، اينچنين توصيف مىكند:
«در آغاز جوانى، هيجده- نوزده ساله بودم و شركت چنين نوجوانى در درس مثل آيةاللّه العظمى بروجردى كه معمّرين و بزرگان حوزه، حتّى استاد من آيةاللّه العظمى داماد و آيةاللّه العظمى گلپايگانى و همچنين امام راحل قدس سره در آن شركت داشتند، كمى عجيب بود، مخصوصاً زمانى كه به خود شجاعت طرح اشكال در اثناى درس را مىدادم، مسأله عجيبتر به نظر مىرسيد و شايد بعضى به خود مىگفتند: اين پسربچه شيرازى چرا اين قدر جسور است و به خود اجازه طرح اشكال و «إن قلت» را در چنين محضر بزرگى مىدهد؟!».
حكايت ذيل در اين رابطه قابل توجّه و جالب است:
تشويق آيةاللّه العظمى بروجردى قدس سره
«يك روز آيةاللّه العظمى بروجردى در درس فقه اشاره به مسأله «صيد لهوى» كردند يعنى شكار رفتن كسانى كه براى تفريح شكار مىكنند. معروف ميان فقها اين است كه سفر اين گونه اشخاص تمام است، امّا شايد كمتر كسى حكم به حرام بودن چنين كارى كند، من كه در آن زمان طلبه كم سنّ و سالى بودم، رفتم و مدارك زيادى براى حرمت صيد لهوى از كلمات قدما و متأخّرينِ از آنها، جمعآورى كردم و ثابت نمودم كه سفر صيد لهوى يكى از مصاديق سفر حرام است كه نماز در آن، بايد تمام خوانده شود.
هنگامى كه آيةاللّه العظمى بروجردى آن نوشته را مطالعه كرد با تعجّب پرسيد كه اين نوشته را خود شما نوشتهايد؟! عرض كردم آرى!».