حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
دروغ بزرگى به نام حقوق بشر
نقض صريح و مكرّر حقوق بشر از دردناكترين خاطراتى است كه تاريخ معاصر مملكت ما به خاطر دارد در حالى كه (مادّه اوّل) «اعلاميّه جهانى حقوق بشر» به عموم جهانيان توصيه مىكند كه نسبت به يكديگر با روح برادرى رفتار كنند و «مادّه پنجم» تأكيد مىكند كه «احدى را نمىتوان تحت شكنجه، و يا مورد مجازات، و رفتارى ظالمانه و يا بر خلاف شئون انسانيّت قرار داد»، و از آن بالاتر در برنامه حكومت اسلامى كه جامعه روحانيّت مخصوصاً امام خمينى روى آن تكيه دارند، نهايت اهمّيّت به اين موضوع داده شده، ولى در محيط ما اين مسأله به صورت بازيچه مضحكى درآمده است و هر روز شاهد صحنههاى تازهاى از نقض صريح اين حقوق بودهايم.
نمونهاى از آنرا در طرز فرستادن تبعيديان به تبعيدگاه ذيلًا ملاحظه مىكنيد:
*** شب بود هوا به شدّت سرد، و كاملًا تاريك شده بود، يك كاميون ارتشى در كنار ژاندارمرى (قم) در انتظار من و دو نفر ديگر از آقايان بود، و براى هر نفر، دو مأمور مسلّح تعيين شده بود، و چون وضع قم به شدّت ناآرام بود براى بيرون بردن ما زياد عجله نشان مىدادند.
هنگامى كه با ٦ مأمور مسلّح به محلّ «پليس راه قم- اراك» رسيديم، برف باريدن گرفت. در اينجا مىبايست توقّف كنيم تا ماشينهاى عبورى فرا رسد، و هر كدام به سوى مقصد تعيين شده حركت كنيم.
خواستيم در آسايشگاه پليس راه، تا فرا رسيدن ماشين عبورى بمانيم، جناب سروانى كه شديداً ناراحت به نظر مىرسيد مخالفت كرد و گفت بايد در ماشين بمانيد و حتّى با سلاح كمرى، ما را تهديد كرد!
برزنت سقف و اطراف كاميون پاره بود و باد و برف به داخل ظلمتكده ماشين