حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
ناروا، نيز همانند مسائل ادارى، يا سوءاستفاده از بيت المال (با تمام اهمّيّتى كه دارند) گوشه كوچكى از علل اين «انفجار عظيم اجتماعى» را تشكيل مىدهند، ولى ريشه اصلى را بايد در جاى ديگرى جستجو كرد.
اميدوارم در لابلاى شرح اين سفر پرماجرا و آنچه را با چشم خود ديدم و از زبان گروههاى مختلف مردم شنيدم عوامل اصلى را به روشنى بيابيم.
*** ... شب ١٨ ديماه بود كه تلفنها در قم به صدا در آمد: آقا، مقاله روزنامه اطّلاعات را به قلم رشيدى مطلق (كه بعدها معلوم شد نويسنده اصلى مقاله چه كسى بوده كه از رشادت مطلق كمترين بهرهاى نداشته) مطالعه كردهايد؟
راستى هتّاكى و رسوايى را به آخرين حد رسانده ... آيا فردا دروس حوزه علميّه تعطيل است؟ ... و فردا صبح بود كه نخست حوزه علميّه قم، و سپس بازار قم تعطيل شد.
و فضلا و طلاب علوم دينى به عنوان اعتراض به خانههاى مراجع در گروههاى كاملًا منظم رو آوردند، و چهره شهر به كلّى دگرگون شد، و به اين ترتيب نخستين جرقّه انقلاب در فضاى قم آشكار گرديد. جرقّهاى كه هيچكس باور نداشت اين قدر توسعه يابد و سراسر مملكت را فرا گيرد و دامنه آن به خارج نيز كشيده شود.
در اينكه مقاله مزبور كه در آن به زعيم بزرگ و پيشواى عاليقدر حضرت آيت اللَّه العظمى خمينى (دامت بركاته) توهين و اسائه ادب شده بود چيزى نبود كه براى كسى قابل تحمّل باشد، شكّى نيست، ولى مهم اين است كه بدانيم در پشت آن جرقّه، مخزن باروتى نهفته شده بود كه اين جرقّه يكباره آن را شعلهور ساخت، دمل چركينى در پيكر اجتماع وجود داشت كه نتيجه ساليان دراز، خفقان و زورگويى و بىعدالتى، بىاعتنايى به خواستهاى مردم، ظلم و دروغ و نابسامانىهاى ديگر بود كه در انتظار نيشتر نيرومندى بود، و به هنگامى كه نيشتر فرود آمد فرياد و فغان از تمام اين پيكر برآمد و آنچه در درون