حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١
خاطرات هفت ماه تبعيد به قلم خودِ استاد در آستانه انقلاب
چه زيباست كه زمام قلم را در اين رابطه، به دست خود «استاد» بسپاريم و مقاله «خاطرات ٧ ماه تبعيد» ايشان را كه با قلم توانمند خودشان در سال ١٣٥٧ به رشته تحرير درآمد و در روزنامه كيهان به چاپ رسيد را مرور كنيم:
«لازم است خاطرات تبعيد را به نقاط مختلف «چابهار» در جنوب، و «مهاباد» در شمال و «انارك» در قلب كوير، و سفر ٧ هزار كيلومترى كه بين تبعيدگاهها كردم و آنچه را در نقاط مختلف مملكت ديدم، و سخنانى كه با افراد و شخصيّتهاى مختلف از «علماى حنفى مذهب» بلوچ گرفته، تا «دانشمندان كرد شافعى» و طبقات مختلف مردم داشتم، خدمت شما عزيزان بازگو كنم، تا از لابلاى آن، به علل ناآرامىها و انفجارهاى اجتماعى اخير پى ببريد و بدانيم سرچشمه اصلى در كجاست. قبلًا اجازه مىخواهم مقدّمه كوتاهى در اينجا بياورم، سپس وارد اصل موضوع شوم و خداوند بزرگ را گواه مىگيرم كه جز حق ننويسم و از هرگونه بحث غير منطقى پرهيز كنم.
ريشههاى انقلاب
مملكت ما پس از دگرگونىهاى ماههاى اخير وارد مرحلهاى از تاريخ خود شده كه بازگشت به عقب براى آن ممكن نيست، هر چند نيرومندترين عوامل براى اين عقب گرد تلاش كنند. «١»
اين يك واقعيّت است، اين يك ضرورت تاريخى است كه همه بايد به آن اعتراف كنيم.
براى پىگيرى علل اين انقلاب و دگرگونى همه جانبه، و يا به تعبير بعضى ناآرامى و شورش! و يا هر چه آنرا بناميم غالباً سعى مىشود از زاويه خاصّى به آن بنگرند، و به