حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
در مقابل، فرهيختگان و فرزانگانى را در طول تاريخ سرخ تشيّع و خصوصاً در ادوار متأخّر و بالأخص در قرن معاصر، مىبينيم كه با قلم و بيان، سنگر بيدادگرى و اصلاح خواهى و افشاگرى در مقابل بيداد و اضلال را پاس داشتند، و با قبول خطر و استقبال از جلاى وطن و دور شدن از فضاى بسته رفاهطلبى و آسايش خواهى و رفتن تا مرز شهادت، اثبات كردند كه در راه دفاع از دين و كيان مسلمين حاضرند همه هستى خويش را فدا كنند و هرگونه محروميّتى را بپذيرند.
مرزداران و ديدبانانى كه در حديث معروف اهلبيت عصمت آمده است: «علماء شيعتنا مرابطون بالثغر الذى يلى ابليس و عفاريته، يمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شيعتنا؛ علماى شيعيان ما مرزبانان و ديدبانانى هستند كه شكافهاى نفوذى شيطان و سربازان او را مىبندند و مانع هجوم آنان بر ضعفاى شيعه مىشوند» «١» روايت ديگرى، مرگ عالِم را شكافى معرّفى مىكند كه هيچ چيز آن را پر نمىكند (ثلم فى الاسلام سلمة لايسدها شىء) و در ادامه آن آمده است: «لأنّ المؤمنين الفقهاء حصون المسلمين كحصن سور المدينة لها؛ اين شكاف به اين جهت است كه مؤمنان فقيه، دژهاى مسلميناند و همانند حفاظتى كه ديوارهاى يك شهر نسبت به شهر دارد، مومنان را حراست مىكنند» «٢».
باز هم خداى را شاكريم كه استاد فرزانه ما، از اين توفيق عظيم نيز بىنصيب نبودند و در بحبوهه اختناق و انقلاب، در برابر بيداد، غرّيدند و پس از جسارتى كه در روزنامه اطلاعات آن روز در حقّ امام راحل عظيم الشأن قدّسسرّه روا داشته شد، سخنرانى صريح و تندى را ايراد فرمودند كه نتيجهاش هفت ماه تبعيد و دورى از حوزه علميّه و وطن شد.