حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣
٢٣ روح بلند و خستگىناپذير
در خدمات علمى و اجتماعى
آنجا كه عبد سالك به نظارت عالم غيب ايمان آورد و سيره ملكوت را احساس كند، همّتش عالى مىشود و عزمش راسخ، و كارهاى بزرگ را، كوچك مىبيند و مشكلات در نظرش آسان جلوه مىكند، چراكه با آن ايمان و اين احساس، او انجام هر كارى را در شروع كردن آن مىبيند و مىگويد: مهم آن است كه آستين بالا بزنيم و كمر همّت را محكم ببنديم و به عمل خويش لون «صالح» و رنگ خدايى ببخشيم؛ عمل كه «صالح» شود و «صبغة اللَّه» پيدا كند، هيچگاه «ابتر» و ناقص نمىماند و بالاخره به پايان مىرسد.
پس اگر عمر كفاف داد و بانگ رحيل نواخته نشد با دست و بازوى خودمان به انجامش مىرسانيم و اگر عمر، كفاف نداد چون عمل «صالح» است و ملكوتى و خدايى، بانى آن خداست و او مأموران و وسائط و شفائى دارد كه به اذن اللَّه بتوانند «ذرّه» ما را به آسمان ببرند و از آن آفتاب عالمتاب بسازند، چراكه اگر:
«به ذره گر نظر لطف بوتراب كند به آسمان رود و كار آفتاب كند»!
مهم هم نيست در پايان كار، در زمين و نزد زمينيان و ظاهربينان ثبتش به نام كه باشد، مهم آن است كه در آسمان و نزد قدسيان و ملكوتيان، ما نيز در آن سهمى داشته باشيم و طبعاً از آنجا كه جرقّه و آغازش از جانب ما بود و نيّت و قصد قربت و