حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١
حفظ الغيب از ديگران
و از جمله از جلوههاى خصلت مزبور (تعبّد و ترس از حساب و ميزان) «حفظ الغيب استاد در غياب ديگران» است. با توجّه به اينكه شيوع مسأله غيبت و عدم رعايت حريم آن، در ميان خاصّ و عام بر احدى پوشيده نيست و بعضى از افراد، با همه كرامتها و فضيلتها در زمينههاى مختلف، با كمال تأسّف مشاهده مىشود كه در مسأله حفظ الغيب و رعايت حرمت اشخاص، خصوصاً رقبا و همدورهاىها، كميتشان لنگ است و گاه با كمترين بهانه و احساس خطر، افشاگرى و هتك را روا مىدارند و حكم جوازش را صادر مىكنند- با توجّه به همه اينها- بسيار پندآموز است كه استاد با همه بىمهرىهايى كه در موارد مختلف از جانب عدّهاى متحمّل شد، خويشتندار بوده و هست و على رغم فراهم آمدن زمينه مساعد براى جوابگويى، مهر سكوت بر لب مىزدند و مىزنند و كريمانه از كنار موقعيّت به عمل آمده مىگذرند. شكّى نيست كه پرهيز و امساكى اين چنين، تقوايى راسخ و ملكه ويژهاى از عدالت را طلب مىكند و نصيب كسانى مىشود كه سحرگاهان كولهبار روزشان را محكم مىبندند. بعضى «١» از همراهانشان اينچنين حكايت مىكنند كه:
«آنچه كه در نظرم است و مىخواهم بگويم مسأله تعبّد ايشان است در تعبّد (نمىدانم خودشان راضى باشند يانه) اهل شب بودند، نماز شب را ترك نمىكردند و شايد باعث نماز شب خواندن بعضى همحجرهاىهايشان مىشدند، آخرهاى شب بيدار مىشدند و بعد از نوافل، نماز صبح و بعد هم مشغول مطالعه تا وقت صبحانه و بيرون رفتن براى ادامه كارهاى روزانه و تعليم و تعلّم ...».