حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
بايد مقدّمات اضافى، شاخ و برگهاى غير ضرورى حذف شود و با بسماللّه الرحمن الرحيم و نوشتن مقدّمهاى كوتاه در ارتباط با انگيزه كتاب، مستقيماً وارد بحث شويم، البتّه ممكن است در مواردى مقدّماتى لازم باشد امّا زياد به سراغ مقدّمه و شاخ و برگ رفتن، باعث ملالت و خستگى خواننده و نويسنده خواهد شد.
* تجربه ديگرى كه از نظر من بسيار مهم است اين است كه سعى كنيم با زبان مردم و مخاطبين نوشتهمان چيز بنويسيم، پيچ و خمهاى مصنوعى در نوشتهها، نكات مغلق و پيچيده، جملههاى گنگ و نامفهوم و آنچه باعث مىشود كه نوشته را از سادگى و روانى بيرون بياورد زيان بسيار شديدى براى آثار و نوشتههاست. البتّه در اينجا سليقهها متفاوت است، بعضى مىگويند اگر ساده بنويسيم مردم خيال مىكنند سطح مطلب پايين است. پس چه بهتر كه مغلق و پيچيده بنويسيم تا بگويند سطح مطلب بالاست! و خيلى علمى است!.
فراموش نمىكنم كسى به آقايى توصيه كرده بود سعى كن يك سوّم سخنرانى تو را مردم نفهمند تا بگويند بسيار با زبان علمى سخن مىگويد. در نوشته هم بسيارى عقيدههاشان همين است. ولى من عقيدهام اين است اين بت را بايد بشكنيم، اين يك نوع ناخالصى در روش كار است، يك نوع فدا كردن هدف براى بعضى از ملاحظات شخصى است، البتّه ساده نوشتن و ساده گفتن ممكن است لوازمى داشته باشد و سبب شود بگويند اين آقا كه درسش ساده است، يا نوشتهاش سطح پايين دارد؛ ولى تجربه به من نشان داده است از سوى مردم مخلص، استقبال زياد از اين نوشتهها و از اين گونه درسها مىشود.
من در تمام عمرم اين توصيه را نپذيرفتم كه پيچيده و مغلق بنويسم يا بگويم يا تدريس كنم و آثار مثبت زيادى بر اين مترتّب بوده است، هر كس هرچه مىخواهد بگويد. به علاوه اين را من يك نوع شرك و ناخالصى در نيّت مىبينم كه ما مصالح مردم