حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤
بخواند، دعايش را پاسخ مىدهى، عرض مىكنيم:
«اللَّهُمَّ، انّا نَسْئَلُكَ بِفَاطِمَةَ وَ ابيها وَ بَعْلِها و بَنيها. «١» انْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ انْ تُرسِلَ عَلَيْنَا السَّماءَ مِدْراراً وَ انْ تُنَزِّلَ عَلَيْنَا غَيْثَاً مُبارَكاً. انَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ وَ عَجِّلْ فى فَرَجِ وَلِيّنا صاحِبَ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ».
***
نماز به پايان رسيد. جمعيّت كم كم متفرّق شدند. برخى به شهر مقدّس قم بازگشتند. گروهى ديگر نمىتوانستند زود از اين محل دلانگيز و روحانى دور شوند، به مسجد جمكران رفتند. آنان به مسجد رفتند تا با انجام نماز آقا امام زمان (عجّل اللّه تعالى فرجهالشّريف) و ذكر دعا و توبه و استغفار ديگرى، طلب باران را تكرار كرده و دست نياز ديگرى به درگاه خداوند دراز كنند.
آنچه بعد از نماز باقى مانده بود دلهاى پر از اضطراب و دلهره جمعيّت بود كه اكنون در خانه و كاشانه خود به انتظار نشسته بودند. آنان با چشمانى نگران و رو به آسمان، لحظات را در حال اميد به درهاى رحمت خداوندى مىگذراندند.
لحظات انتظار، هر چند براى آن جمع همچون سالها گذشت امّا بالاخره بسر رسيد. و در اوايل شب شنبه و شامگاه روزى كه در آن نماز باران برگزار شد، رعد و برق آسمان برق شادى را در چهره مؤمنين شكفت و اميد را در دل مردم زنده كرد.
آرى، آسمان پيام داد كه انتظار و نگرانى و دلهرهها به پايان رسيد.
با رحمت پروردگار، از آسمان ابرى ظاهر گشت و بر سر مردم باريد. بارانى شديد، دلهاى تشنه را سيراب كرد و زبان خشك زمين را خشنود ساخت. اين رحمت بزرگ الهى، نه تنها بر قم باريد، بلكه بسيارى از شهرستانهاى ديگر را از آب باران سيراب