حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
گوش مىرسيد. ذكر همان ذكر بود «سبحان اللّه»، امّا اكنون زبانى كه به گفتن ذكر مشغول بود زبان ديگرى بود. زبان يك جوياى توبه و طالب آمرزش. حال و روز مردم و گريه و زارى آنان، فريادهاى درهم تنيده در آن حال پشيمانى و انابه، به انسان زبان ديگرى داده بود كه با خلوص و صفاى ديگر فرياد زند:
«سبحان اللّه»، يعنى اى خداى بزرگ و توانا، تو از هر نقص و كاستى منزّهى، گناه و خطاى ماست كه باعث بلا و مصيبت شده و الّا تو والايى و منزّه.
پس از بيان اين ذكر شورانگيز و وصفناپذير از زبان نمازگزاران روزهدار و عاشق، همه آن دلشكستگان به سمت چپ چرخيدند، به صورتى كه شانه راست آنها به سمت قبله قرار گرفت، و براى سوّمين بار ياد خدا را با ذكر «لا الهَ الّا اللّه»، يكصد بار، بر زبان جارى كردند. يعنى، هيچ معبودى جز خداى يكتا نيست، پروردگارا تنها تويى معبود ما، تنها تويى كه زنده مىكنى و مىميرانى، عزيز مىكنى يا ذليل مىكنى، روزى مىدهى و باران مىفرستى، همه چيز ما تويى و بس.
پروردگارا، تنها به دست توست نجات و رستگارى ما و تنها به كرم توست رزق و روزى ما، با اين ذكر اعتراف مىكنيم جز تو هيچ موجودى شايسته عبوديّت نيست.
با رو به قبله آوردن نمازگزاران عاشق، و در حالى كه امام رو به سوى نمازگزاران كرده بود، همگى براى چهارمين بار خداوند را به ياد آوردند. اين بار، گويا آنان براى سپاس و شكر از توفيق توبه و انابه و اين كه رحمت خداوند آنان را به خود آورده و به آنان توان و فرصت ديگرى بخشيده تا به درگاه فضل و كرم او روى آورند و از گناهان و خطاهاى خود طلب عفو و بخشش كنند، يكصد بار با صداى بلند به ذكر «الحمدللّه» پرداختند.
سپاس و شكر خداوند از اين همه لطف و بخشش او، با زبان روزه و خاطرى