حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
سرعت انتقال و برش در مباحث علمى
در پايان اين فصل، اشاره به دو جلوه از جلوههاى ديگر «اعتماد به نفس» استاد (به همراه «اراده قوى» و «حدّت ذهن» و «سرعت انتقال» ايشان) در عرصه تأليف و تحقيق، خالى از لطف نيست:
نخست «برش در پيشبرد بحثهاى علمى و سرعت انتقال در آن» است:
شكّى نيست كه بسيارى از موضوعات علمى و تحقيقى به خاطر تضارب افكار انديشمندان و صاحبنظران روى آن در قرون متمادى، از عمق، دقّت و وسعت چشمگيرى برخوردار شده، احياناً به تورّم خاصى رسيده است، به عكس، موضوعات زيادى نيز پيدا مىشود كه به خاطر نو بودن و مستحدثه بودن و يا جهات ديگر، به اصطلاح هنوز بقچهاش باز نشده، همچنان خام و ابتدايى و دست نخورده باقى مانده است. براى يك انديشمند محقّقى كه مىخواهد وارد عمل شود، هر دو عرصه، گيجكننده و حيرتآور است؛ هم تورّم و گسترش فوقالعاده مباحث، سبب مىشود كه در باتلاق اقوال، آرا، ادلّه و نقض و ابرامها فرو رود و راهى براى بيرون آمدن و جمع و جور كردن و دوخت و دوز مطالب پيدا نكند و هم بكر بودن و خامى بحث، باعث مىشود كه با كمبود شديد مصالح اوّليه و موادّ خام، روبرو شده، دست و بالش براى تهيّه اسكلت اصلى بحث و يا شاخ و برگ آن و پرداخت و تكامل بخشى به آن، بسته شود و اين نكته، مسألهاى نيست كه بر هر كسى كه دستى- ولو كوتاه- در تحقيق و تأليف دارد پوشيده باشد.
اين نيز از موهبتهاى اعطا شده به استاد است كه به خاطر برش فكرى و شهامت و اعتماد به نفس و سرعت در انتقال، نه گستردگى بحث و تعدّد و تكثّر آرا، مرعوبش مىسازد و موتور فكر و قلمش را كند مىكند و نه خامى و تازگى مطلب، غزال فكرش را از جهش و انتقال، باز مىدارد.