حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
«ما و دوستان، بخشى در مجلّه داشتيم تحت عنوان مطبوعات و نظارتى مىكرديم بر مطالبى كه در مطبوعات نوشته مىشد، آنهايى كه جنبه ضدّ دينى داشت به مقدار توانمان عليه آنها، مبارزه مىكرديم و حقّاً اين مبارزه مؤثّر بود و خاطرات بسيار خوبى از آن داريم».
واقعاً كه مداد علما از دماء شهدا أفضل است
استاد در ارتباط با اثر بسيار عميق مداد علما مىگويد:
جمله «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء» جملهاى است كه آن را با تمام وجودم لمس كردهام و ديدهام كه يك كتاب، چطور ممكن است يك انسان را از مرگ معنوى و حتّى مرگ مادّى نجات بدهد و سرنوشت او را به كلّى عوض كند، برادرى در آبادان بود كه گفتند سابقاً از مبلّغين سرسخت كمونيستها بود، كتاب «فيلسوفنماها» را خوانده بود و اين جمله را خودش مىگفت: «اين كتاب را سه بار خواندهام و هفت بار ديگر هم بايد بخوانم تا بشود ده بار! اين كتاب به كلّى مرا نجات داد!» باز هم افرادى بودهاند كه در نامههايشان نوشته بودند قصد خودكشى داريم چراكه با عقدههاى پيچيده فكرى، راهى جز اين براى ما باقى نمانده است، ما در جواب آنها مىنوشتيم كه «خودكشى آخر خط است و وقت آن دير نمىشود، ولى قبل از اينكه به چنين كارى دست بزنيد به توصيههاى ما عمل كنيد» بعد سفارشهايى به آنها مىكرديم و گاهى كتابى كه درست به منزله داروى درد آنها بود براى آنها مىفرستاديم، بعد اطّلاع پيدا مىكرديم كه اين جوان به كلّى دگرگون شده و به صورت يك فرد كاملًا مثبت درآمده است. اصولًا ما در جواب بسيارى از نامهها سفارش كرده و مىكنيم كتابهايى براى صاحبان نامه بفرستند و اين كتابها دقيقاً به منزله داروى شفابخش بود، دارويى معنوى و روحانى».