حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١
بود و مباحث مربوط به كمونيستها در آنجا مطرح شد، دليل مطرح شدن، آن بود كه به واسطه مجاورت كشور ما با شوروى سابق، به سرعت افكار كمونيستى در زمان حكومت خاندان پهلوى كه بهترين سنگر ضدّ مكاتب الحادى يعنى «دين» را شديداً تضعيف كرده بودند، شيوع پيدا كرده و به اصطلاح، حزب توده و ساير كمونيستها فعّاليّت فرهنگى بسيار گستردهاى در همه جا مخصوصاً دانشگاه شروع كرده بودند و نشريّات بسيار زيادى از آنها منتشر مىشد ... ما هم با دوستانمان به نوبه خود بحث و بررسى درباره عقايد آنها را شروع كرديم و جلسه هفتگى منظّمى داشتيم عقايد آنها را از متون كتابهايشان دقيقاً مىخوانديم تا به افكارشان كاملًا آشنا بشويم و بعد روى آن بحث و بررسى كنيم ... و محصول اين كار كتاب «فيلسوفنماها» بود كه من نوشتم و براى دوستان خواندم تا روى آن اظهار نظر كنند و كاستىها را برطرف سازم و اين دوّمين كتاب من بود و بحمداللّه استقبال زيادى از آن شد و شايد بيش از سىبار! به چاپ رسيد ...».
جمع بين «روشنفكرى» و «ديندارى»
قابل توجّه است كه حسّاسيّت استاد در مواجهه با افكار ناصحيح و قدرت جوابگويى ايشان از شبهات مختلف و حاضر جواب بودن او در اين رابطه، شور و هيجانى در طلّاب جوان حوزه به وجود آورده بود و جلسات شبهاى پنجشنبه ايشان در اين راستا، با مباحث و معارف مطروحه در آن، بارانى بود كه بر كويرستان خشك افكار مىباريد و دانشجويان مشتاق حوزه را سيراب مىكرد.
اهمّيّت اين موضوع زمانى جلوه مىكند كه در نظر بگيريم پرداختن به مباحثى اينگونه و قلم زدن و سخن گفتن در اين مقولات، آنهم به راه انداختن يك مجلّه، به عنوان «خروج از همه قالبهاى حوزوى»! تلقّى مىگرديد، و در نزد عدّهاى از