حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢
بحمداللّه در سه جلد منتشر شد. در فقه كتابهاى انوارالفقاهه جلد اوّل: كتاب البيع و جلد دوم: مكاسب محرّمه و جلد سوم: كتاب الخمس و الانفال و جلد چهارم: كتاب الحدود و التّعزيرات، و همچنين يك تعليقه كافى بر تمام عروه منتشر شده است. تعليقه عروه را من حدود ده سال درباره آن زحمت كشيدم، سعى كردم بر خلاف آنچه معمول است با يك كلمه يا يك جمله كه حكايت از فتوا مىكند قناعت نكنم، سعى كردم در كنار فتاوا، آن نكتههاى اصلى استدلال را هم در جاهاى مهم بنويسم تا هم براى خود من مفيد باشد و هم براى مراجعهكنندگان. يعنى تقريباً يك دوره فقه نيمه استدلالى بشود.
من خدا را شكر مىكنم كه زحمت دهساله من به هدر نرفت و اثر خوبى باقى مانده است.
اثر ديگر دوره «القواعد الفقهيّه» است؛ آن روز كه منتشر شد در نوع خودش منحصر به فرد بود، سى قاعده فقهيه را كه نه در اصول، بحث كامل از آنها شده بود و نه در فقه، با زحمت زيادى جمعآورى كردم و هنوز، حتّى القواعد الفقهيه مرحوم علّامه بجنوردى هم منتشر نشده بود و اين را در دو مجلّد چاپ كردم و باز هم چاپ مكرّر خورد و بحمداللّه مورد استقبال فضلا و طلّاب واقع شد و در بعضى از جاها به شكل كتاب درسى درآمد».
شمشير بيان!
آنچه بيان شد مربوط به شمشير قلم است، درباره شمشير بيان نيز مىفرمايد:
«عالمى كه قلم به دست نباشد و زبان گويا نداشته باشد من معتقدم رسالت خودش را به خوبى نمىتواند انجام دهد. الآن هم عرض من به همه طلّاب عزيز و علماى محترم همين است، و چه بهتر كه بتوانند نه به يك زبان، به چند زبان، تبليغ و سخنرانى كنند. بر اساس همين تفكّر، شايد از همان موقعى كه پانزده يا شانزده ساله بودم سخنرانى و منبر را تمرين مىكردم و انجام مىدادم و در ماه مبارك رمضان يا محرّم و صفر براى تبليغ