حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
و پاسخها» چنين مىنگارد:
«سؤال، روشنترين پديده روح تشنه و حقيقتجوى آدمى است، و دريچهاى است كه به سوى تكامل او گشوده شده است. سؤال، نشانه تلاش و كوشش پىگير و جاودانى انسان براى كشف جهان اسرارآميز و مرموز مجهولات است و به همين دليل آنها كه مطلبى براى پرسش و سؤال ندارند افرادى ناتوان و كمپيشرفت خواهند بود، و نيز به همين دليل، اسلام كه يك آيين پيشرو و مترقّى است نه تنها به پيروان خود، حقّ سؤال از مسائل گوناگون مىدهد بلكه پيشوايان اسلام، كراراً مردم را دعوت به پرسش از مسائل مختلف علمى مىكردند؛ منتها در پاسخ افراد، استعداد فكرى و ميزان هوش و دانش آنها را در نظر مىگرفتند». «١»
نمونه هفتم
استاد دامظلّه اگر فرزند زمان نباشد و با مقتضيات روز غيرآشنا باشد اينگونه از سؤالها و خصوصاً سؤالات جديدى كه به عنوان «مسائل مستحدثه» مطرح است استقبال نمىكند و باز در مقدّمه كتاب «همه مىخواهند بدانند» كه كتابى است در زمينه سه مسأله «معراج»، «شقّالقمر» و «عبادت در قطبين» چنين نمىنگارد:
«چرا اين همه سؤال مىكنيم؟ انسان ذاتاً «كنجكاو» آفريده شده، و قسمت عمده معلومات او- و به عقيده بعضى همه آن- مديون همين حسّ كنجكاوى است. او ميل دارد همه اسرار جهان را تا آنجا كه امكان دارد كشف كند، هيچ چيز براى او لذّتبخشتر از يك خبر تازه، و يك كشف تازه مربوط به اين جهان پهناور نيست. او اين حس را در همه چيز حتّى در مسائل مذهبى و دينى به كار مىاندازد و مىخواهد تا آنجا كه فكر و عقل او اجازه مىدهد اسرار و فلسفه احكام مذهبى و