در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٠١ - بخش دوم تفاوت قرون وسطِی با عصر جدِید
پِیشِین مصروف مِیگردِید و حاصلش اِین بود که هر کس به عقاِید و آراء ِیکِی از اساتِید گذشته متوسل و متعصب مِیشد و قول او را حجت و «وحِی مُنزل» مِیشمرد و مخالفان را در گمراهِی محض مِیپنداشت. تا آنجا پِیش رفتند که به بند کشِیدن و آزار و تکفِیر و اعدام و سوزاندن هم راضِی شدند.
اما در عصر جدِید و تحول فکرِی اهل علم، به اِین نکته برخوردند که متقدّمِین هر چند مردان بزرگِی بوده و رنج و زحماتشان در دانشپرورِی باِید مشکور و مورد ستاِیش باشد و متأخرِین البته رهِین منّت آنان هستند، لکن باِید توجه داشت که مجهولات هنوز بسِیار است و پِیشِینِیان هم البته از اشتباه و خطا مصون نبودهاند. بنابراِین هر کس به اندازه خود مکلف است در مقام تحقِیق و تعمِیق بر آِید و درستِی و نادرستِی گفتههاِی پِیشِینِیان را بسنجد و به کشف معلومات تازه دست پِیدا کند.
٣. بنا بر همِین که در قرون وسطِی گوِیا علم و حکمت را تمام مِیدانستند، دانشطلبِی عبارت بود از تعلِیم و تعلم رسالهها و کتابهاِی قدما و مباحثه و شرح و حاشِیه کردن آنها و تألِیف و تصنِیف تازه، همان جمع و تفرِیق ِیا تلخِیص و تطوِیل گفتههاِی پِیشِینِیان بود؛ اما فضلاِی عصر جدِید در عِین قدردانِی و استفاده از آثار گذشتگان، برخوردند به اِینکه اگر پِیشِینِیان در طلب علم