در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٨٢ - ٢ سِیر اجمالِی از قرون اولِیه مِیلادِی تا قرن پانزدهم
حکومت داشتند و امپراتورِی بزرگ روم که در آن روز به دو قطب روم شرقِی و روم غربِی تقسِیم و مرکز امپراطورِی روم غربِی، شهر قدِیم «روم» و مرکز و پاِیتخت روم شرقِی، شهر معروف قسطنطنِیه که امروزه استانبول خوانده مِیشود بود، سرانجام در اثر حمله و تاخت و تاز قباِیل و طواِیف بَربَر[١] در سده پنجم مِیلادِی دَرهم شکسته و منقرض شد.
امپراتورِی بزرگ دولت ساسانِی هم در سده هفتم مِیلادِی (که آغاز تارِیخ هجرِی است)، گرفتار تهاجم طوائف عرب شد و سرانجام ِیکسره در اِین تارِیخ منقرض گردِیده و ممالک اِیران و قسمتِی از آسِیاِی صغِیر و سراسر شمال آفرِیقا و شبه جزِیره اسپانِیا به تصرف بنِیامِیه در آمد. حوادث و قضاِیاِی مزبور، جرِیان امور عالَم را بهطور کلِی دگرگون ساخت و مدت چندِین قرن در اثر غوغا و تاخت و تاز گردنکشان، چراغ علم و حکمت خاموش گردِید.
[١] بَربَر از کلمه ِیونانِی باربار به معنِی غِیرِیونانِی؛ مانند عجم به معنِی غِیر عرب است. آتنِیها آن روز، غِیر ِیونانِی را بَربَر مِیگفتند؛ چنانکه در داستانهاِی ما، غِیر اِیرانِی را تور گفتهاند و عرب، غِیر عرب را عجم مِیگفتند. غالباً تصور مِیکنند که بَربَر ِیونانِی به معنِی وحشِی است، ولِی تصور نمِیرود که چنِین باشد، زِیرا در جاِیِی از کتاب هرودوت گوِید: لاسدمونِیها (اهالِی شبه جزِیره پلوپونس) پارسها را به جاِی بَربَر خارجِی مِیگوِیند. (لغتنامه دهخدا، ذِیل واژه بربر؛ اِیران باستان، ص٧٨؛ ِیعقوبى، ص٣٣٩؛ ابن اثِیر، ج٣، ص٢٥، ج٤، ص٥٦١، ج٥، ص٢٣).