در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٥٧ - منطق ارسطو
عملِیّات:
صلاح و فساد و نِیک وبد، سود و زِیان را معلوم مِینماِید.
نظرِیّات:
حقِیقتِ پنهان را مکشوف مِیسازند و قلمرو آن، طبِیعِیات و رِیاضِیات و الهِیات که اشرف أجزاء حکمت و زبده و لُبّ آن است مِیباشند.
ارسطو حصول علم را براِی انسان، ممکن و شرافت او را در همِین راستا مِیدانست و مِیگفت که اختصاص و مزِیّت انسان به اِین است که بدون غرض و قصد انتفاع مادِّی، طالب دانش و معرفت است. به عبارت دِیگر: علم و دانش را به قصد مطلوبِیّت ذاتِی آن پِیگِیرِی مِیکند بِیآنکه قصد انتفاع مادِّی در نظرش باشد.
منطق ارسطو
ارسطو بنا بر آنچه که معروف است واضع منطق است. او به مباحثه سقراطِی قانع نشده و بِیان افلاطون را نِیز در باب منشأ علم و سلوک در طرِیق معرفت، کاملاً مطابق واقع ندانسته و در مقابل مغالطه و مناقشه سوفسطائِیان و جدلِیّان، بنا را بر کشف قواعد صحِیحِ استدلال و استخراج حقِیقت گذاشته است و به رهبرِی افلاطون و سقراط، اصول منطق و قواعد قِیاس و برهان را بهدست آورده است و آن را بر پاِیهاِی استوار ساخته که هنوز کسِی بر آن چِیزِی نِیافزوده است.
او در جستجوِی حقِیقت، از راه وصول به تشخِیص حق و باطل و