در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٣١ - ١٠ کسِینوفانس
هرچند خالِی از غرابت نِیست، و لکن بدِیعتر از آن، قول خود اوست به اِینکه ناظم امور عالم هستِی، عقل است و ظاهراً اِین دانشمند، نخستِین کسِی است که چنِین رأِیِی اظهار داشته است.
باِید توجه داشت از حکمائِی که تا اِینجا از آنها نام بردهاِیم همه در سده پنجم و ششم پِیش از مِیلاد مسِیح مِیزِیستهاند و پِیروان آنها رِیاضِیان خوانده مِیشوند.
٩. تعلِیمِیان و طبِیعِیان
اِین دو فرقه، باهم اختلاف مذاق داشتند، ولِی هم? آنها عالم طبِیعت و مادّه و جسم را اصل و حقِیقت أشِیاء مِیدانند و در پِی توجِیه و کشف چگونگِی آثار طبِیعت و مظاهر آن بودهاند. لکن در هر حال به اِین امر توجه داشتهاند که عالم همواره در تغِیِیر و تبدِیل است و به عبارت دِیگر: نظر به اِینکه وجود حقِیقِی ِیا حقِیقت وجود کدام است، ِیکِی از آنان ِیعنِی هرقلِیطوس چنان مستغرق در عالم بِیقرارِی و تغِیّر گردِیده است که وجود را نفِی کرده و حرکت و تبدّل را اصل و حقِیقت عالم پنداشته است!
١٠. کِسِینوفانس
اما در سده پنجم، دانشمندانِی هم بودهاند که فکر و نظرشان از عالم صورِی و ظاهرِی تجاوز کرده و محسوسات و مشهودات را