در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٧٥ - ٢ طرِیق? اهل سلوک و تحصِیل حقِیقت از راه شهود
ولاِیت او خارج نِیست.[١] به همِین مناسبت هِیچ سالک و عارف و كاملى بىنِیاز از او نِیست و ممكن نِیست حق را بدون وساطت «من له الأسم الأعظم» پرستش نمود. آنچه كمال در عالم وجود فرض شود، مترشح از مقام ولاِیت او و اهل بِیت عصمت و طهارت آن حضرت(علِیه و علِی آله آلاف التحِیّة و الثناء) مىباشد.
صدر المتألهِین به همِین مناسبت، اساس معارف و مبانى مربوط به علوم مبدأ و معاد و آنچه از حقاِیق و معارف را كه در كتب خود بِیان نموده است، از مشكوة نبوّت و ولاِیت او اقتباس نموده و مبانى خود را با آِیات كتاب و مأثورات وَلَوِی? صادره از مقام اهل عصمت و طهارت تطبِیق نموده و بلكه به عقِید? نگارنده، به واسط? اتصال به مقام ولاِیت و نِیل به درج? كشف، حقاِیق را به نحو صافى از مقام ولاِیت او اخذ نموده است. به همِین جهت فلسف? او مشتمل بر نفائس افكار اهل نظر و راسخان از حكماى مشّاء و متضمّن نقاوت افكار اهل اشراق و حكماى رواق است. همِین معارف و حقاِیق را
[١] پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله به امام علِی علِیه السلام فرمود: «کُنْتَُ مَعَ الانْبِیاء سِرًّاً و معِی جَهراً»؛تو در سرّ و پنهان با پِیامبران گذشته بودِی، و با من در ظاهر و آشکار هستِی. مظهر العجائب و مظهر الاسرار عطار نِیشابورِی، ص١٦٢، تهران، بِینا، ١٣٢٣؛ زبدة التفاسِیر ملا فتح الله کاشانِی، ج٧، ص٢٦٩، قم، بنِیاد معارف اسلامِی، چاپ اول، ١٤٢٣ق). اِین رواِیت اِینگونه نِیز آمده است: «بعث اللّه علِیا مع کل نبِیّ سرّا و معِی جهرا». (المقدمات من کتاب نص النصوص سِیدحِیدر آملِی، ص١٩٦، تهران، قسمت اِیرانشناسِی انستِیتو اِیران و فرانسه پژوهشهاِی علمِی در اِیران، چاپ اول، ١٣٥٢ش).