در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٣٦ - بخش اول طامس هابز
اِین عبارت از هابز معروف است که انسان براِی انسان گرگ است. هرکس هر چه مِیخواهد براِی خود مِیخواهد و به ضرر دِیگرِی مِیخواهد. بنابراِین همه با همه در جنگ خواهند بود و در اِین مِیان هر کسِی نِیروِیش بِیشتر است پِیش خواهد برد و اِین حقِّی است طبِیعِی، جز اِینکه با اِین وضعِیّت امنِیت مِیان مردم و زندگِی، تلخ و دشوار نخواهد بود، بلکه فقط در اِین مِیان بزرگترِین نعمتها براِی هِیئت اجتماعِیه، امنِیت است. پس مصلحت و سعادت در اِین است که بهحکم عقل، وسِیله استقرار امنِیت را براِی همگان فراهم کنند و هر کس از حقّ طبِیعِی و آزادِی خود مقدارِی صرف نظر کند و پاِیبند عهد و پِیمان شود و بدِین وسِیله، رعاِیت قوانِین و حفظ امنِیت برقرار شود. اِینجاست که صلاح در اِین است که عموم مردم، امور خوِیش را به ِیک نفر که او با قدرت و اختِیار تامّ آنها را اداره کند. بدِین جهت مولا امِیرالمؤمنِین علِیه السلام مِیفرماِید: «لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِن أَمِِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ»؛[١] مردم به ضرورت، باِید حاکمى داشته باشند، نِیکوکار باشد و ِیا بدکار. باِید توجه داشت که رعاِیت قوانِین و حفظ امنِیت مِیان مردم، بهخودِی خود صورت نمِیپذِیرد، بلکه صلاح در اِین است که امور خوِیش را به ِیک نفر تفوِیض نماِیند که او با قدرت و اختِیار تامّ آنها را اداره کند.
[١] نهج البلاغه، خطبه٤٠.