در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٠٧ - بخش چهارم حکماِی سده شانزدهم
چون مخلوق خداوند تواناِی داناِی مرِید مِیباشند، آن هم هر ِیک به فراخور حال خود از تواناِیِی و دانش و اراده بهرهمند هستند.[١]
اشارات مختصرِی که در اِین مطالب از احوال فضلاء و حکماء کردِیم، به اِین جهت بود که خوانندگان اجمالاً از سِیر علم و حکمت و انتقال افکار از قرون وسطِی به عصر جدِید آگاه شوند و بدانند ورود حقِیقِی اروپائِیان به دوره تجّدد دانش و فلسفه، به دستِیارِی از اِین مِیان دو مرد بزرگ واقع شده است: ِیکِی دانشمند انگلِیسِی فرانسِیس بِیکن که در نِیمه دوم سده شانزدهم و ربع اول سده هفدهم مِیزِیسته و «معاصر شاه عباس کبِیر» بوده است و دِیگرِی حکِیم فرانسوِی موسوم به رنه دکارت است که متعلق به سده هفدم مِیلادِی مِیباشد که در صفحات قبلِی، بِیوگرافِی و نظرِیههاِی علمِی اِیندو را ملاحظه کردِید.[٢]
[١] بهقول شِیخ بهاِی، کشکول، دفتر دوم، بخش اول، قسمت دوم:
گر ترا از غِیب چشمِی باز بود جمله ذراتِ جهان همراز بود
نطقِ خاک و نطقِ آب و نطقِ گل هست محسوس حواسِ اهل دل
ما سمِیعِیم و بصِیر و باهُشِیم با شما نامحرمان، ما خامُشِیم
[٢] برگرفته شده از سِیر حکمت در اروپا، ج١، ص١٢٦ ـ ١٣٣.