در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٦٧ - افلاطون
است، امور دنِیا مسلّم قواعد طبِیعِی منظمِی دارد که قوانِین موضوع بشرِی باِید آنها را مدّنظر داشته و رعاِیت کند.[١]
افلاطون
افلاطون حکِیمِ الهِی و پسر ارسطن و ِیکِی از اساتِید حکمت و کبِیر القدر و حسن الاخلاق بود. او به هر فرد خوِیش و بِیگانه بسِیار احسان مِینمود و بسِیار حلِیم و صبور و معروف به حکمت و خداشناسِی بود. او نشستن در صحراها و در مکانهاِی خلوت را بسِیار دوست مِیداشت. وِی در زمان اردشِیر بن دارا «شاه اِیران» متولد گردِید. پدرش از نسل اسقلبِیوس و مادرش از نسل سولون صاحب شراِیع بود. در اوّل زندگِی به طلب علم و شعر و لغت رفت و در آن علوم به مرتبه اعلِی رسِید. روزِی به مجلس سقراط آمد و دِید که او علم شعر را مذمّت مِینماِید، پس از شنِیدن حرف او، علم شعر را ترک کرد و ملازم سقراط گردِید و پنج سال او را خدمت نمود تا سقراط از دنِیا رفت و به او خبر رسِید که در مصر گروهِی از اصحاب فِیثاغورس هستند، به نزد اِیشان رفت و علم حکمت را از اِیشان اخذ نمود.
افلاطون پِیش از آنکه به شاگردِی سقراط برسد، در حکمت ماِیل به رأِی ابرقلِیطوس بود و چون به صحبت سقراط رسِید، از آن
[١] برگرفته از لغتنامه دهخدا، ضمن شرح حال سقراط.