در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١١١ - نهضت علمِی دکارت علِیه جهل و خرافات
موسِیقِی و نجوم.
در طول اِین مدت، چندِین قرن هر چه مِیگفتند، همان تکرار حرفهاِی پِیشِینِیان بود و تحقِیق تازهاِی ارائه نمِیکردند.[١]
نهضت علمِی دکارت علِیه جهل و خرافات
در فضاِی اِینچنِین بههم رِیخته، دکارت همچنان که در روش کسب علم، جاده کهنه و کوبِیده پِیشِینِیان را رها کرده و راه تازه را در پِیش گرفت، نسبت به خود علم نِیز همِین شِیوه را اختِیار نمود؛ او بنا را بر اِین گذاشت که جمِیع محسوسات و معقولات و منقولات را که در خزِینه خاطر دارد، مورد شک و تردِید قرار دهد؛ به اِین نِیت که به ِیارِی قوّه عقل و به تفحّص شخصِی خوِیش، اساس استوار در روش تحصِیل علم و دانش را بهدست آورد و مطمئن شود که علمش عارِیتِی و تقلِیدِی کورکورانه نِیست.
او تصمِیم گرفت که ذهن و قوّه ادراک خود را بهکلِی از قِید افکار و اندِیشه کهنه پِیشِینِیان خوِیش رها سازد و هِیچ معلومِی در ذهن نماند که محلّ اتّکاِی وِی باشد و همه اندوخته علمِی را مورد شک و تردِید قرار داد و به حکم «الشک قنطرة الحقِیقة ̎إلِی الحقِیقه̎»، از شک پلِی و گذرگاهِی بهسوِی حقِیقت استفاده نمود. آنگاه چنِین استدلال کرد که «هر چه را شک کنم، در اِین فِقره نمِیتوانم شک کنم که شک مِیکنم! و چون
[١] سِیر حکمت در اروپا، ج١، ص١٠٨.