در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٠٨ - دکارت در کمِین خطر گالِیله
رژِیوس بِیچاره از مدرّسِی باز ماند و از دارالعلم اخراج شد و دکارت به بدنامِی بر سر زبانها افتاد و متهم شد به اِینکه علِیه مذهب پروتستان فعالِیت مِیکند و در نظر دارد تا چهره آن را مخدوش نماِید و برخِی دِیگر گفتند: براِی اثبات وجود صانع، دلائل ضعِیفِی مِیآورد تا بنِیاد خداپرستِی را در نزد توده مردم وِیران کند.[١]
در اِین مغلطهکارِی و غوغاِی مغرضانه، کار به جاِیِی رسِید که هِیئت مدرّسان دانشگاه، حکم به بطلان نظرِیه تعلِیمات دکارت دادند. در اِین هنگام، دکارت دِید اگر خاموش بنشِیند امر بر مردم مشتبه مِیشود[٢] و سخن مدّعِیان باطل به کُرسِی مِینشِیند؛ لذا دعاوِی مدعِیان باطل را رد کرد و شدِیداً ماِیه سُخرِیه قرار داد. وئسِیوس از لجاجت خود دست بر نداشت و به دِیوان عالِی عدالت کشور فرانسه دادخواهِی نمود و با اصرار و سماجت زِیاد، حکم غِیابِی در مورد دکارت صادر شد و کم مانده بود که دکارت تبعِید و کتابهاِیش را طعمه حرِیق سازند، به ناچار مطلب را با سفِیر فرانسه در مِیان گذاشت و او به رئِیس جمهورِی وقت متوسل شد و ازحکم مَحکمه جلوگِیرِی گردِید.[٣]
[١] سِیر حکمت در اروپا، ج١، ص١٥٣.
[٢] اگر بِینِی که نابِینا و چاه است - اگر خاموش بنشِینِی گناه است (گلستان سعدِی، بابت اول در سِیرت پادشاهان، حکاِیت شماره٣٨).
[٣] سِیر حکمت در اروپا، ج١، ص١٥٣.