در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٠٧ - دکارت در کمِین خطر گالِیله
بخش چهارم و پنجم «گفتار در روش درست راه بردنِ عقل و طلب حقِیقت در علوم» که چند سطر قبل ذکر شد مِیباشد.
دکارت در کمِین خطر گالِیله
پس از چاپ کتاب اصول فلسفه و کتابهاِی دِیگر او در مورد فلسفه اُولِی «الهِیات بمعنِی الاخص»، آوازه دکارت در سرتاسر کشور فرانسه بلند شد و عدّه زِیادِی از دانشمندان، شِیفته مسائل علمِی و حِکمِی گردِیدند؛ اما متأسفانه خطر تَنگنظرِی و حسادت رقباِی فروماِیه، گرِیبان او را گرفت و آن چِیزِی که شدِیداً از آن هراس داشت، با آن مواجه شد؛ به اِین معنا که ِیکِی از طرفداران و در عِین حال معتقدان سرسخت او، شخصِی به نام «رِژِِیوس»[١] که در ِیکِی از دارالعلمهاِی هلند مدرّس بود و مخصوصاً از تحقِیقات طبِّی دکارت استفاده کرده بود، روزِی آراء دکارت را با ذوق و شوق تمام در ضمن درس سر کلاس بِیان مِیکرد، از آن سوِی معلّم الهِیات دارالعلم به نام «وئسِیوس» که کشِیش و واعظ بود، ناگهان به نام حماِیت از دِین و حکمت ارسطو، به مخالفت رژِیوس و در واقع به معارضه دکارت برخاست و شورش و هنگامهاِی بر پا کرد و موقعِیتِی به دست آورده، گرِیبان خود را چاک زد و بر سر خود خاک رِیخت و عَلَم تکفِیر را برافراشت!
[١] reguis رژِیوس.