در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٠١ - اقسام خطاهاِی ذهنِی از منظر بِیکن
وضع کردهاند و هرگز از روِی تحقِیق نبوده است. بلکه بسِیارِی از الفاظ است که معانِی آنها در خارج موجود نِیست؛ مانند بخت و اتفاق و افلاک و ِیا معانِی آنها مجمل و مشوّش است و روشن و صرِیح نِیستند، مانند جوهر و عرض و وجود و ماهِیّت و کون و فساد و عنصر و ماده و صورت و غِیر اِینها که مطالب آنها درست مفهوم نمِیشود و تصورات غلط براِی مردم دست مِیدهد «و به دنبال آن جنگ و نزاع و درگِیرِی به وقوع مِیپِیوندد».
٤. بتهاِی نماِیشِی است، ِیعنِی خطاهاِیِی که از تعلِیمات و استدلالهاِی غلط حکماء حاصل مِیشود. اِینجاست که بِیکن هر مذهبِی از مذاهب حکماء را پرده نماِیشِی مِیخواند و آن مذاهب را سه قسم مِیشمارد؛
ِیک قسم را سفسطِی ِیا نظرِی مِینامد و آن چنان است که فِیلسوف بعضِی امور متداول را گرفته و بدون اِینکه در حقِیقت و درستِی آنها دقت کند مبنِی قرار داده و بر اساس آن خِیالبافِی مِیکند و بهترِین نمونه آن، حکمت ارسطوست[١] که منطق را مأخذ علم گرفته و همه مسائل را به قِیاس معلوم مِینماِید و حتِی در طبِیعِیات هم اگر تجارب و مشاهداتِی کرده باشد براِی آن است که نتاِیج آنها را به اصول متّخذه خود منطبق سازد.
[١] پدِیده منطق بهخاطر اِین است که لسان را از خطا ، و افکار را از سهو و نسِیان باز دارد.