راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٧٧ - اخلاص، رمز ماندگاری
قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ». اگر من بخواهم کتاب بنوِیسم، چشمههاِی حکمت بر زبانم جارِی نشده است؛ من آن تقوا را ندارم. هرچند قلم قشنگِی داشته باشم اما تأثِیر نمِیگذارد. فقه و اصول، علومِی هستند که باِید با معنوِیت پِیش روند؛ ِیعنِی کسِی که کتاب را نوشته باِید «جَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ» باشد کسِی هم که کتاب را مِیخواند باِید خودش را خالص کند و «مخلصاً لله» باشد. اگر مانند اِین کتابها کتاب دِیگرِی را بنوِیسم، آن نور را ندارد؛ نورِی که کتاب شِیخ انصارِی رحمه الله دارد مخصوص شِیخ انصارِی رحمه الله است.
هر کسِی به مقامات نمِیرسد! مِیان اِینهمه کتابِ نوشتهشده اگر کتابِی موردتوجه قرار مِیگِیرد و علماِی زِیادِی بر آن شرح مِینوِیسند، عادِی نِیست؛ اِین بهدلِیل معنوِیتِی است که اِینها داشتند. علمِیت فقط ِیک بُعد است و مهمتر از آن، بُعد معنوِیتِی است که شِیخ انصارِی رحمه الله و مرحوم آخوند داشتند.
داستانِی در مقام شِیخ انصارِی
مرحوم مِیرزا حبِیبالله رشتِی١ نقل مِیکند: زمانِی در نجف، مرض کشنده وبا آمد و مرحوم سِید علِی شوشترِی مبتلاِی به وبا شد. فرزند سِیدعلِی نقل کرد: شبهنگام، حال پدرم خِیلِی بد شد. در شهر و مملکت غربت نمِیدانستم چه باِید کنم؛ پدرم داشت مِیمرد. فانوس را برداشتم تا نزد
١ . شاگرد شِیخ انصارِی رحمه الله .