راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٢١٦ - نمونهای از زهد
بهترِین استفاده را کرد اما باِید مراقب بود که اگر مانند آتش با آن بازِی کنِی، نابودت مِیکند. ممکن است پنجاه سال خدمت کند اما ِیک اختلاس ِیا رشوه، آبروِی پنجاهساله را نابود کند.
زهد حاج شِیخ عبدالکرِیم حائرِی رحمه الله
سِید محمدرضا مسجدشاهِی رحمه الله از علماِی بزرگ اصفهان بود که وضعِیت مالِی مناسبِی داشت. آِیتالله العظمِی حاج شِیخ عبدالکرِیم حائرِی رحمه الله مؤسس حوزه علمِیه قم، از مرحوم مسجدشاهِی قدّس سرّه دعوت کرد که به قم بِیاِید و درس و بحث داشته باشد تا حوزه علمِیه قم، قوت بگِیرد. مرحوم مسجدشاهِی هم دعوت مرحوم حاجشِیخ را پذِیرفت و به قم آمد.
آِیتالله العظمِی حاج شِیخ عبدالکرِیم حائرِی رحمه الله همان روزهاِی ابتداِیِی، مرحوم مسجدشاهِی را براِی مهمانِی شام به منزلش دعوت کرد. براِی شام، پلو و خورشِی تهِیه شده بود. مرحوم حاجشِیخ، بچهها را که خوابِیده بودند بِیدار کرد. مرحوم مسجدشاهِی گفت که بچهها خواب هستند بگذار بخوابند. مرحوم حاجشِیخ گفت که نه بگذار بِیدارشان کنم. مرحوم مسجدشاهِی اصرار کرد که بگذار بخوابند، چرا بِیدارشان مِیکنِی؟ مرحوم حاجشِیخ گفت: ما در ماه، ِیکبار پلو و خورش مِیخورِیم، بههمِین دلِیل مِیخواهم بچهها هم از اِین پلو و خورشِی که به افتخار شما تهِیه شده استفاده کنند.
مرحوم مسجدشاهِی که وضع مالِیش در اصفهان خوب بود وقتِی از منزل حاجشِیخ رفت با خودش اندِیشِید که من اِینگونه مانند حاجشِیخ