راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٢١ - درجات کبر
کارهاِی نفسانِیش هست. کارهاِیِی انجام مِیدهد که مقتضاِی کبرش هست؛ عملش داد مِیزند که دنبال تکبر است.
درجه سوم
در دلش کبر دارد و در اعمالش هم نشان مِیدهد. همِیشه دنبال بالاِی مجلس، مقامات ظاهرِی، تبلِیغات و ... است و با زبان هم ابراز مِیکند. به شما که مِیرسد مِیگوِید: «عکس من را پخش کن»، به دِیگرِی مِیرسد مِیگوِید: «چرا از من تبلِیغ نمِیکنِی؟». همِیشه در پِی آن است که خودبرتربِینِی وجودِیش را اظهار کند.
آثار عجب و تکبر
عامل سقوط ارزش اعمال
اگر عجب وجودت را فراگِیرد، اعمالت از آن ثوابِی که دارد ساقط مِیشود، پاِیِین مِیآِید و درجه اخلاصِی که باِید داشته باشِی کم مِیشود؛ زِیرا خودت را بزرگ مِیبِینِی. عمل، ارزشش را از دست مِیدهد چون عجب، شرافت را از شخصِیت انسان مِیگِیرد «ألعجب آفة الشّرف»١ وقتِی خود شخص، بزرگِی حقِیقِی را از دست مِیدهد، عملش نِیز بِیارزش مِیشود.
عجب وقتِی به تکبر منتهِی شود، محصولش پستِی و حقارت است؛