راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٣٨ - برخی از عوامل فریب
کردهام. او را مقدارِی کشِیدم اما هرچه تلاش کردم، حرِیف او نشدم».
وقتِی خدمت شِیخ انصارِی رسِید، داستان خوابش را براِی او تعرِیف کرد. شِیخ انصارِی گفت: خواب تو صادق بوده است. من به مبلغ مختصرِی احتِیاج داشتم، با خود گفتم از وجوهاتِی که در اختِیار من است تا سر موعد به طلبهها بدهم و حقوق خود را هم مانند دِیگر طلبهها بردارم، چند روز زودتر بردارم. مبلغِی را برداشتم و براِی رفع احتِیاج به بازار رفتم اما با خود گفتم که آمدِیم و همِین حالا مردِی، چگونه مِیخواهِی اِین پول را جبران کنِی؟ لذا برگشتم، پول را سرجاِیش گذاشتم و تصرف نکردم.
شِیطان به دنبال شِیخ انصارِی رحمه الله با آن مقام است که او را فرِیب دهد، مقدارِی هم موفق مِیشود و شِیخ، پول را برمِیدارد ولِی شِیخ به خود مِیآِید که اگر مرگ من را در بر گِیرد چه کنم. بزرگان ما اِینگونه اهل احتِیاط بودند. شِیطان براِی همه دامِی گسترانِیده است و همه ما امتحان مِیشوِیم. خدا کند که در اِین امتحان، سربلند باشِیم.
برخِی از عوامل فرِیب
اِین دنِیا دنِیاِی فرِیب است؛ در اِین دنِیا چِیزهاِیِی است که انسان را مِیفرِیبد:
نخستِین آنها «حب النساء» است. علاقه به زن در رواِیات سفارش شده است اما اندازه دارد؛ اگر اندازه آن را از دست بدهِید به انحراف کشِیده مِیشوِید. اعتدال آن خوب است و نعمت است اما زن مِیتواند انسان را فرِیب دهد.