راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٢٢ - درجات کبر
«مَا تَكَبَّرَ إِلَّا وَضِيعٌ».١ اما درمقابل محصول تواضع، شرافت، بزرگِی و بزرگ منشِی است؛ «مَا تَوَاضَعَ إِلَّا رَفِيعٌ».٢
مبادا ناشکرِی کنِید و خداوند همِین نعمتها را هم از شما بگِیرد؛ بگو: «أشکر الله علِی نعمائه»؛ خداوند را بهدلِیل نعمتهاِیش شکر مِیکنم. گاهِی سر را به سجده بگذارِید و با خداوند راز و نِیاز کنِید و بگوِیِید: خداوندا! همِین چِیزهاِیِی که به من دادِی خِیلِی زِیاد و عالِی است و خِیلِی تشکر مِیکنم.
مانع ترقِّی و تکامل
انسانهاِی خوشاستعداد با حافظه عالِی داشتِیم که بِیسواد شدند؛ زِیرا درس نخواندند تا ملّا شوند و بهدلِیل همِین توهّم، ملّا نشدند. توهّم داشت که شاگرد اوّل و ملّاست؛ بنابراِین ادامه نداد. مِیگفت: «درس فلان آِیتالله رفتم، چِیزِی نداشت. درس فلانِی رفتم، مطلبِی نداشت». درس نخواند چون به خودش خِیلِی متّکِی شد. اگر کسِی مغرور شود و عجب او را فراگِیرد، خودش بِیچاره مِیشود.
با خود مبارزه کن. هرگاه دِیدِی که دارِی اوج مِیگِیرِی و فکر مِیکنِی مثلاً سخنران خوبِی هستِی، شاگرد خوبِی هستِی، استاد خوبِی هستِی و ...، خود را تحقِیر کن و بگو: «من چِیزِی نِیستم. خداِیا تو مِیدانِی که