راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٤٧ - خلوص نیت در احوالات شیخ انصاری رحمه الله
از عرفاِی بزرگ و بنام است نقل کرد: زمانِی که به نجف رفتم، در درس شِیخ انصارِی رحمه الله شرکت کردم. شِیخ انصارِی رحمه الله رئِیس حوزه و مرجع تقلِید بود. دِیدم که شِیخ انصارِی رحمه الله به سِیدِی بِیش از دِیگران توجه مِیکند، نگاهش به او بِیشتر است و به او احترام مِیگذارد. رفتوآمدهاِی شِیخ را زِیر نظر گرفتم و دِیدم که شِیخ انصارِی رحمه الله ِیک روز در هفته به منزل آن شاگرد سِیدش مِیرود و مدتِی را در آن منزل مِیماند. کنجکاو شدم که به بهانهاِی من نِیز به آن منزل بروم تا ببِینم که چه خبر است و شِیخ انصارِی رحمه الله با آن سِید چهکار دارد؛ لذا گفتم استخاره ِیا مسئلهاِی را بهانه کرده و به منزل سِید مِیروم.
روزِی که شِیخ رحمه الله به آن منزل رفت، چند دقِیقه بعد، من هم رفتم و در زدم. سِید آمد و در را باز کرد. گفتم که براِی گرفتن استخاره و پرسِیدن مسئله آمدهام. من را پذِیرفت و به منزل وارد شدم. دِیدم که شِیخ انصارِی رحمه الله در مقابل شاگرد سِیدش دوزانو نشسته و آن سِید، شِیخ را موعظه و نصِیحت مِیکند. تعجب کردم که شِیخ رحمه الله با آن مقامش، به منزل شاگردش که سِید کهنسالِی بود آمده و شاگرد، شِیخ رحمه الله را نصِیحت مِیکند.
من آنجا ماندم و نرفتم. سِید نصِیحتها و توصِیههاِیِی را به شِیخ رحمه الله کرد و سپس شِیخ رحمه الله برخاست و رفت. بعد از رفتن شِیخ، به سِید عرض کردم: آِیا به بنده هم اجازه مِیدهِی همراه با شِیخ انصارِی رحمه الله بِیاِیم و بهعنوان شاگرد شما نشسته و مواعظ شما را گوش دهم؟ گفت: نه! نمِیشود. او شِیخ انصارِی رحمه الله رئِیس حوزه است و