راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٠٢ - تفسیر اخلاص
شاِید خِیلِی از ما اِین روحِیه را داشته باشِیم؛ اِین طبِیعِی است که ما انسانها دوست دارِیم از ما تعرِیف کنند؛ لذا به دِیگران مِیگوِیِیم: اگر مِیخواهِید تعرِیف کنِید علنِی بگوِیِید اما اگر مِیخواهِید انتقاد کنِید، مخفِیانه بگوِیِید؛ من از انتقادات شما استفاده مِیکنم.
رِیاکار به دنبال رِیاست، مقام و سلطنت است. مِیخواهد که همِیشه او را تروِیج و تجلِیل کنند و براِی خدا کار نمِیکند. وقتِی در خانه نماز مِیخواند حال ندارد و نمازش را سرِیع مِیخواند اما زمانِی که به مسجد مِیرود نماز باحالِی را تحوِیل مِیدهد؛ بهگونهاِی که تحسِین دِیگران را برمِیانگِیزد. گاهِی هم خودش را توجِیه مِیکند و مِیگوِید: «من مِیخواهم به مردم ِیاد بدهم که اِینگونه نماز بخوانند»؛ درحالِیکه اِین توجِیه نفس است. کسِی که در خانه خِیلِی حال دارد، گاهِی اشک مِیرِیزد و توجه بِیشترِی دارد اما در مسجد مانند خانه حال ندارد، نشانه اخلاص است.
تفسِیر اخلاص
پِیامبر صلي الله عليه و آله و سلّم به جبرائِیل فرمود: «يا جبرئيل فما تفسير الاخلاص؟ قال: المخلص الذي لا يسأل الناس شيئا حتى يجد، وإذا وجد رضي، وإذا بقي عنده شيء أعطاه في الله، فإن من لم يسأل المخلوق فقد أقر لله عزوجل بالعبودية وإذا وجد فرضي فهو عن الله راض والله تبارك وتعالى عنه راض، وإذا أعطى لله عزوجل فهو على حد الثقة بربه عز وجل».١
١ . معاني الأخبار، ص٢٦١.