راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٣٠ - رابطه قوای ظاهر و باطن
باطن، فرمانده ظاهر
قواِی باطنِی بسِیار مهم است؛ زِیرا فرمانده قواِی ظاهرِی است. زمانِی که تخِیلات تقوِیت شوند به دست ِیا پا دستور مِیدهند تا کارِی را انجام دهد؛ ممکن است دستور به ارتکاب عمل ثواب ِیا گناه دهند.
مهمترِین چِیزِی که به انسان اجازه نمِیدهد حاکم بر قواِی بدن شود، موسِیقِیها و تغنِّیات است. غنا و موسِیقِی باعث مِیشود قلب بهگونهاِی شود که نتواند تصمِیم درست بگِیرد. دوست دارد که انسان خوبِی باشد اما موسِیقِی و غنا کارِی مِیکند که نمِیتواند تصمِیم بگِیرد، برخِیزد و نماز اول وقت بخواند و نمازش به تأخِیر مِیافتد. کمکم اراده انسان، ضعِیف مِیشود و نمِیتواند تصمِیمگِیرِی کند.
چهرههاِی ملکوتِی
اِین اعضاِی زِیباِی ظاهرِی بدن، بُعدِی ملکوتِی هم دارند؛ مثلاً ممکن است انسان زِیباِیِی باشد اما چون بداخلاقِی مِیکند، صورت ملکوتِیش همچون گرگ باشد. ممکن است صورت ملکِی، بسِیار زِیبا باشد اما صورت ملکوتِیش همچون درندگان باشد. کلام معصوم، از عالم معنا پرده برمِیدارد و نشان مِیدهد که قِیافه انسان بداخلاق در ملکوت مانند گرگ و درندگان است.١ اگر انسان متلبّس به صفات حسنه شود چهره ملکوتِی او نِیز رحمانِی است.
١ . الخصال، ج ١، صص ٣٣٨-٣٣٩.