راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٢٨ - جهل و نادانی
اگر دِیدِید که عالمِی گناه مِیکند، بدانِید عالم نِیست بلکه بهظاهر، درسِی خوانده، صحبتِی مِیکند و خود را در مِیان علما جا زده است. عالم واقعِی کسِی است که خشِیت خداوند را داشته باشد.
رابطه علم و تکبر
خودبزرگبِینِی براِی انسان، آفت بزرگِی است. برخِی روزبهروز علمشان بالاتر مِیرود اما متأسفانه تکبر و عُجبشان هم بِیشتر مِیشود. چه اتفاقِی افتاده است؟ مگر قال الصادق ٧ و قال الباقر ٧ نمِیخوانند؟ مگر آِیات قرآن را نمِیخوانند؟
اگر من و شما که طالب علم هستِیم و روزِی چند ساعت با قرآن و رواِیات سروکار دارِیم، روزبهروز عجب و تکبرمان بِیشتر باشد، باِید درباره اِین حالتمان فکر کنِیم. مِیخواهِیم که مردم بِیشتر به ما احترام کنند، دست ما را ببوسند، راه که مِیروِیم چند نفر کنارمان باشند، وارد مجلسِی که مِیشوِیم، دوست دارِیم بالاِی مجلس بنشِینِیم، چه اشکالِی است که اِینگونه مِیشوِیم؟ مگر قرآن و رواِیات انسان را اصلاح نمِیکند؟ چرا دوست دارم که من را احترام کنند؟
اشکال اِین است که اول باِید خودمان را تهذِیب کنِیم و بعد علم را فراگِیرِیم. علت اِین است که خود را تهذِیب نکردهاِیم، خودمان را نساختهاِیم!
شِیطان، هزاران سال پروردگار را عبادت کرد و مقامش در ردِیف فرشتگان بود اما تکبر باعث شد که حق را نپذِیرد و در صف کافران قرار گِیرد؛ (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ