راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٢٠٥ - معنای رضا
روزه، نماز شب و ... را با توجه و حالت معنوِی بخوانِید؛ انسان ناراضِی حال ندارد. کسِی که همِیشه نِق مِیزند و چراچرا مِیکند، نمِیتواند در مقابل خداوند حالت خضوع و خشوع داشته باشد؛ زِیرا همِیشه توقع دارد و فکر مِیکند که در حقش اجحاف شده است. مِیگوِید که چرا من مرِیض شدم اما نمِیگوِید که دِیگران مرِیض شدند و مردند اما من حالم بهتر است. او همِیشه قسمت بد قضِیه را مِیبِیند. رضا امر مهمِی است که باِید سعِی کنِیم با کمک فکرِی و اخلاقِی در خود اِیجاد کنِیم.
مقام رضا در نزد اهلبِیت :
امِیرالمؤمنِین ٧ با پروردگار خوِیش چنِین مناجات نمود: «مَا عَبَدْتُكَ طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَا خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَلَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلاً لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ»؛١ پروردگارا! براِی طمع رسِیدن به بهشت ِیا ترس از آتش جهنم، تو را عبادت نکردم بلکه تو را لاِیق عبادت ِیافتم؛ پس عبادتت کردم.
پدر و مادر، انسان را دوست دارند حتِی اگر فرزند به آنها ظلم کرده باشد. اگر خارِی به پاِی فرزندِی برود، ممکن است که مادرش خواب به چشمانش نرود؛ زِیرا حاضر نِیست که ناراحتِی او را ببِیند. رضاِیت از خداوند هم همِینگونه است و اگر روحِیه رضا در ما وجود داشته باشد، کلام امِیرالمؤمنِین ٧ در وصف ما محقق مِیشود که براِی رسِیدن به بهشت ِیا ترس از آتش، خداوند را عبادت نمِیکنِیم بلکه خداوند را
١ . بحار الأنوار، ج٦٩، ص٢٧٨.