راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٣٥ - مقدمه کفر و شرک
الْأَمَلِ وَالْحِرْصِ وَالْكِبْر»؛١ بزرگترِین فساد اِین است که بنده، راضِی به غفلت از خداوند شود. اِین فساد از آرزوِی بلند، حرص و کبر به وجود مِیآِید.
موضع هلاکت
«قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلّم : ثَلَاثٌ مُهْلِكَاتٌ شُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَوًى مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِه».٢
سه چِیز انسان را هلاک مِیکند:
١ـ تبعِیّت از بخل
«شُحٌّ مُطَاعٌ»: اول آن است که انسان بُخل داشته باشد. بخل، تنها در مسائل مالِی نِیست؛ بلکه انسان در ابعاد مختلف ممکن است بخِیل باشد. اگر علمِی را بداند و براِی کسِی بِیان نمِیکند، بخِیل است. اگر راهِی را براِی اقتصاد مملکت مِیداند که اگر مردم آن مسِیر را طِی کنند، وضع اقتصادِیشان بهتر مِیشود ولِی به کسِی نمِیگوِید، بخِیل است.
ذات انسان بخِیل اِینگونه است که چِیزِی را که مِیتواند در اختِیار شما قرار دهد، قرار نمِیدهد ِیا آن را طول مِیدهد و بخل دارد، نمِیخواهد که شما زود نجات پِیدا کنِید و کارتان عالِی انجام شود و با ترفندِی کار را طولانِیمدت انجام مِیدهد.
بخِیل بودن ممکن است در ذات همه افراد باشد ولِی بدبختِی،
١ . مصباح الشريعة، ص ١٠٧.
٢ . وسائل الشيعة، ج١، ص١٠٣.