راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٦٥ - علت کبیره بودن تکبر
ببِینِیم براِی چه نمِیآِیند، فهمِیدِیم چون جمعِیت زِیاد شده، نمِیآِید. گفت: «جمعِیت، زِیاد شده و من هم چِیزهاِیِی در ذهنم مِیآِید. انگار بدم نمِیآمد که جمعِیت زِیاد مِیشود».
اِینگونه آدمها هستند که به مقامات مِیرسند، اِینها هستند که دِین ما را حفظ مِیکنند؛ وگرنه منِ متکبر که به دنبال مقامات مادِی هستم که نمِیتوانم اسلام را حفظ کنم. من مِیخواهم خودم را حفظ کنم و به دنبال حفظ شخصِیت خودم هستم که مبادا به گوشه عباِی من بِیاحترامِی شود.
روحِیه عناد و لجاجت متکبر
افراد گاهِی در مجلسِی علمِی، اجتماعِی ِیا سِیاسِی با هم بحث مِیکنند. برخوردهاِیِی که افراد با هم دارند متفاوت است؛ بعضِی افراد حالت لجبازِی دارند، هرچه طرف مقابل مِیگوِید، بههِیچعنوان نمِیپذِیرند و حاضر نِیستند تسلِیم حقِیقت شوند، هرچند که استدلال و دلِیل محکمِی که بتوانند حرفشان را رد کنند، ندارند اما حرف طرف مقابل را قبول نمِیکنند و مِیگوِیند: «من نمِیپذِیرم و قبول نمِیکنم»؛ اِین حالت، حالت عناد و لجاجت است. امثال اِین تعبِیرات گاهِی در انسانها وجود دارد و اِین علامت تکبر است؛ انسانهاِی متکبر کسانِی هستند که تسلِیم نمِیشوند.
انسانهاِی مهذّب
انسانهاِی ساخته شده و انسانهاِی مهذّب، کسانِی هستند که در بحثهاِی علمِی و در هر بحثِی که دارند، تسلِیم حق مِیشوند. بعد از