راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٧١ - ارزش انسانی
مراجع دِیگرِی نِیز در نجف هستند، خدمت اِیشان ببرِید و قبضش را هم بگِیرِید». آن شخص گفت: «من، مقلد، مرِید و اراتمند شما هستم، اِین مبلغ را براِی شما آوردهام». هرچه اصرار کرد، مرحوم امام نپذِیرفت.
اِین شخص خدمت مرجع دِیگرِی رفت، پولها را داد و قبض را هم درِیافت کرد. زمانِی که از عراق برگشت، در مرز از او پرسِیدند که پولهاِیت را چهکار کردِی؟ گفت: «پولها را به مراجع نجف دادم». گفتند: «پولهاِیت را به خمِینِی دادهاِی». گفت: «نه! به او ندادم بلکه به کس دِیگرِی دادم و اِین هم قبضش».
قصد داشتند او را بگِیرند و زندان کنند؛ چون در آن زمان اگر کسِی به امام رحمه الله پول مِیداد، او را مِیگرفتند و شکنجه مِیکردند. قبض را که نشان داد، نجات ِیافت و متوجه شد که امام رحمه الله چه توجهِی داشت که گفت: «من اِین پولها را قبول نمِیکنم. ببر به مرجع دِیگرِی بده و قبض هم بگِیر». اِین قبض بهترِین دلِیل بود که پولها را به امام رحمه الله نداده است.١
اِین اخلاص را کجا پِیدا مِیکنِید؛ پول زِیادِی براِی شما بِیاورند و براِی نجات آن شخص بگوِیِید که پول را نمِیخواهِید! مرحوم امام مِیدانست که ممکن است اِین شخص بازرسِی شود و اذِیتش کنند؛ ِیا الهام غِیبِی بوده ِیا ذکاوت و عقل امام بوده است. بِیتوجهِی به دنِیا و اخلاص امام رحمه الله اِین مقامات را براِی او در پِی داشت.
١ . سرگذشتهاِی وِیژه از زندگِی امام خمِینِی قدّس سرّه ، ج ٤، ص ١١٨.