راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٦٩ - بدترین اعمال
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا)؛١ گمان مِیکنِیم بالاترِین مقام را دارِیم و بالاتر از ما کسِی نِیست.
آقا مِیرزا جواد ملکِی تبرِیزِی رحمه الله در کتابش مِینوِیسد: ِیکِی از علماِی بزرگ، سِی سال در صف اولِ نماز، مشغول عبادت بود. اِینقدر محتاط بود که هرچه به او مِیگفتند امام جماعت شو مِیگفت: «من امام جماعت نمِیشوم». بعد از سِی سال، ِیکبار دِیر به مسجد رسِید و صف دوم قرار گرفت. دِید که در وجودش خِیلِی ناراحت است. با خودش فکر کرد که چرا ناراحت هستم. دِید که همه به او نگاه دِیگرِی مِیکنند که امروز او دِیر آمد و صف دوم قرار گرفت. خوب که فکر کرد فهمِید: «اِین سِی سال که در صف اول بودم، تمام عباداتم براِی رِیا بود و براِی خدا نبود».
اگر در اعمالتان شرِیک براِی خدا پِیدا کنِید (مثلا گفته شود: نصفش براِی خدا و نصفش براِی خلق خدا) خداوند همه را به خلق مِیدهد و مِیگوِید: من نمازِی را که نصفش براِی من و نصفش براِی شِیطان است، نمِیخواهم.٢
بعد از سِی سال متوجه شد که نماز صف اوّلش از روِی رِیا بوده است. اگر به مسجد نمِیآمد و صف اول نمِیاِیستاد از مردم خجالت مِیکشِید. بعد از سِیسال که اِین را فهمِید، سِیسال نمازش را اعاده کرد.
١ . همان، آِیات ١٠٣ _ ١٠٤.
٢ . بحارالانوار، ج٦٧، ص٢٢٢.