راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٦٤ - اخلاص علمای قم
مِیرزاِی شِیرازِی رحمه الله در سامرا تحصِیل کرده است. او زمانِی به قم و منزل ِیکِی از آشناِیانش آمد تا مدتِی اقامت داشته باشد و سپس براِی صلهرحم به شهر خودش (اراک) برود. وِی در مجالس و محافل علمِی شرکت مِیکرد اما کسِی وِی را نمِیشناخت. آِیتالله کبِیر رحمه الله (که در مسجد امام، نماز مِیخواند) و حاج محمد ارباب رحمه الله (که جامع منقول و معقول بود و ١٥ سال از مرحوم حاج شِیخ قدّس سرّه بزرگتر بود) مِیبِینند که جناب حاج شِیخ در مباحث علمِی، بسِیار قوِی است. به ِیکدِیگر مِیگوِیند: «شِیخ عبدالکرِیم افق بالاِیِی دارد و به نظر مِیرسد که از ما برتر و باسواد باشد»؛ لذا تصمِیم مِیگِیرند که به او بگوِیند در قم بماند. حاج شِیخ نِیز پذِیرفت که در قم بماند.
آِیتالله کبِیر، حاج محمد ارباب، آِیتالله حجت، آِیتالله خوانسارِی و آِیتالله صدر، به او پِیشنهاد کردند که رِیاست حوزه را به دست گِیرد. همچنِین پِیشنهاد کردند که وِی شهرِیه بدهد، حاج شِیخ فرمود: «من از سامرا آمدهام و هِیچ پولِی ندارم که شهرِیه بدهم». علما فرمودند: «شما شهرِیه را شروع کنِید، ما به شما کمک مِیکنِیم». علما از بازار قم و هر کس که نفوذِی داشت، پول قرض کردند تا حاج شِیخ بهعنوان رئِیس حوزه، شهرِیه به طلاب بدهد.
علماِی آن زمان، اِیثار و فداکارِی کردند تا حاج شِیخ، شناخته شود. نگفتند: ««أنا رجل» من سالها درس خارج گفتهام». خودشان را در مقابل حاج شِیخ، کوچک کردند تا او رِیاست حوزه را بگِیرد. خودشان رفتند و براِی او پول جمعآورِی کردند تا بتواند شهرِیه بدهد و عنوان