راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٥٧ - محاسبه نفس
فهمِیدِید»، نمِیپذِیرند و نمِیگذارند که حقاِیق براِیشان روشن شود.
حدِیث نفس
همِیشه با خودتان اِینگونه مذاکره کنِید: «من چِیزِی نمِیفهمم، من نادانم. اِین تعرِیف و تمجِیدها را باِید رها کنم. من خودم مِیدانم که چگونه آدمِی هستم. نه سوادِی دارم، نه تقواِیم عالِی است». همِیشه با خود مبارزه کنِید، سعِی کنِید خود را کوچک کنِید و خود را پاِیِین بِیاورِید تا بتوانِید تکامل و ترقِّی داشته باشِید.
تواضع آِیتالله العظمِی بروجردِی رحمه الله
روزِی طلبهاِی مشکلات مادِی داشت، قبل از درس، خدمت آِیتالله العظمِی بروجردِی رحمه الله رفت و مشکلات خود را بِیان نمود. مشکلاتِی که اکنون طلبهها دارند آن زمانها هم بود؛ فقِیر بودند. هنگامِی که آِیتالله العظمِی بروجردِی رحمه الله درس را شروع نمود، آن طلبه اشکالِی را درباره درس بِیان کرد. آِیتالله العظمِی بروجردِی رحمه الله که مقدارِی گوشش سنگِین بود متوجه نشد که طلبه چه اشکالِی را بِیان مِیکند و گمان کرد که مِیگوِید: «آن مشکل من ِیادتان نرود». آِیتالله العظمِی بروجردِی رحمه الله گفت: «به فکر شما هستم و مشکلتان را حل مِیکنم». ِیکِی از شاگردان که به استاد نزدِیک بود گفت: «اِین شاگرد، اشکال علمِی دارد و مشکل شخصِی خود را بِیان نمِیکند». آِیتالله العظمِی بروجردِی رحمه الله شرمنده شد که گوشش سنگِین بود و در درس، مشکل طلبه را بِیان کرد. درس که تمام شد وِی به سمت آن طلبه رفت و دست او را بوسِید.