راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٢١٣ - مقام زهد
خدا دشمنِی مِیکند، من هم نباِید به او ابراز علاقه کنم.
نمِیگوِیِیم محبت معاملهاِی حرام است؛ اگر کسِی محبت مِیکند پاسخ محبت او را دادن حرام نِیست ولِی زاهد، مقام بالاترِی دارد. معِیار محبتها و دوستِیهاِی زاهد، خداوند است نه خودش. اگر معِیار، خود انسان باشد و اگر کسِی به او محبت کرد او هم محبت کند حرام نِیست اما اگر محبت براِی خدا باشد، فراتر از اِین است.
زاهد کسِی است که آنچه خالق دوست دارد او نِیز آن را دوست دارد و آنچه خالق آن را مبغوض مِیداند او هم آن را مبغوض مِیدارد. اگر معشوقِی دارِید، هر غذاِیِی که او دوست دارد براِیش تهِیه مِیکنِید، هر کارِی که او دوست دارد را براِیش انجام مِیدهِید تا معشوق خوشحال شود و از شما راضِی شود و هرچه او نمِیپسندد را انجام نمِیدهِید. اگر از کسِی بدش مِیآِید شما با او رفاقت نمِیکنِید.
گاهِی انسان دوستانِی دارد که فقط در حد سرگرمِی است و با او وقت مِیگذراند اما اگر او دشمنِی دارد با او دشمنِی نمِیکند، حتِی ممکن است با هر دو طرف دوست باشد. اِین رفاقت است اما عشق نِیست؛ عشق اگر باشد، با دشمن او نمِیتوان دوست بود حتِی نمِیتواند به او نگاه کند و از او متنفر است. ما در اِین دنِیا معمولاً رفِیق دارِیم اما عاشق نِیستِیم که با دوستانش، دوست و با دشمنانش، دشمن باشِیم. اگر علاقه انسان زِیاد شد و به مرحله عشق رسِید، ارزشمند است. اگر چنِین دوستِی دارِید که با دوستان شما دوست است و با دشمنان شما دشمن است، قدرش را بدانِید؛ زِیرا عاشق شماست.