راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٢٣ - عامل سقوط ارزش اعمال
من چِیزِی نِیستم». اگر روحِیه عجب در انسان تقوِیت شود ممکن است به گروههاِی انحرافِی ملحق شود.
جهل و نادانِی
انسان متکبر، جاهل است؛ حاضر نِیست نزد کسِی درس بخواند و مِیگوِید: «آِیا من نزد فلانِی بروم و درس بخوانم؟ من خودم براِی خودم کسِی هستم». کسانِی هستند که نِیازمند درس خواندن هستند اما بهدلِیل تکبرشان نمِیآِیند و جاهل مِیمانند. بسِیارِی از مشکلات که براِی انسانها به وجود مِیآِید بهدلِیل جهل است. تکبر هم ناشِی از جهل است. بِیشتر کسانِی که جاهل هستند متکبّر هم هستند؛ هرچند ممکن است برخِی عالمان نِیز متکبر باشند اما رِیشه تکبر از جهل است.
وقتِی خدا را نمِیشناسِیم و معرفةالله ندارِیم، خود را بزرگ مِیدانِیم. فکر مِیکنم چون ثروت دارم، قدرت دارم و دستور مِیدهم، همهکاره هستم. اِین تخِیلات و تفکرات باعث مِیشود که انسان از علم، عالم و ِیادگرفتن دورِی کند و جهالت روزبهروز بِیشتر شود. براِی همِین است که امِیرالمؤمنِین ٧ فرمود: «الْعُجْبُ يَمْنَعُ الِازْدِيَادَ».١ خودبزرگبِینِی مانع از افزاِیش علم و ارزش انسان مِیشود.
اِین حقِیقتِی انکارناپذِیر است که عجب، انسان را از فراگِیرِی علم بازمِیدارد و محصولِی جز نادانِی نخواهد داشت. امام هادِی ٧ فرمود: