راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٨١ - توجه به باطن
معناِی عبادت و دعا
معناِی عبادت و دعا در کلام امِیرالمؤمنِین ٧ چِیست؟ آِیا به معناِی آن است که انسان، مرتب ذکر بگوِید؟ خِیر! اشتباه نکنِید! انسان باِید سعِی کند اشتغال قلبِی را به مادِیات ندهد بلکه اشتغال قلبش به معنوِیات باشد؛ اِین عمل، ذکر خدا مِیشود. اِینکه به زبان، ذکر خدا را بگوِیم اما ذهنم مشغول به مادِیات و شهوات باشد، ذکر خداوند نِیست.
توجه به باطن
قلب باِید مشغول به خدا باشد؛ باِید بر اِین نکته توجه زِیادِی کرد. گاهِی ما ظواهر را چسبِیده و بواطن امر را فراموش مِیکنِیم. باِید به قلب نگاه کنِیم نه به زبانمان. اگر قلب، گرفتار مادِیات، هواهاِی نفسانِی و شهوتهاست، بدانِید ِیاد خدا نِیست؛ در اِین صورت، انسان مِیخواهد خود را مشغول ِیاد خدا کند، اما نمِیشود. وقتِی عبادت هم مِیکند، ذهنش مشغول به غِیر خداست؛ ظواهر، ذهن را اشغال کرده و همِین مشکل اصلِی ماست.
«ولم يشغل قلبه بما ترى عيناه»: قلب انسان به چِیزهاِیِی که روزانه دِیده مشغول مِیشود.
تأثِیر گوش در مشغولِیت قلب
«ولم ينس ذكر الله بما تسمع أذناه»: صداهاِیِی که انسان از اهل شهوتها، اهل مالومنالها، اهل مقامها و ... مِیشنود در گوش باقِی مِیماند. انسان مِیخواهد ذکر خدا را بگوِید اما در گوشش صداِی