راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٩٤ - صبر در علاقه
کشانکشان به شهر بغداد برد و مردم براِی دِیدن آن، جمع شدند. وقتِی آفتاب به اژدها تابِید، کمکم جان گرفت. تکان کوچکِی خورد اما مارگِیر به دنبال پول جمع کردن بود و متوجه نشد تا اِینکه اژدها دهان باز کرد و مارگِیر را بلعِید.
ملاِی رومِی مِیگوِید: «نفست اژدرهاست»؛ نفس انسان مانند همان اژدهاست که اگر بخواهد به دنبال رسِیدن به تماِیلات باشد، او را نابود مِیکند. تماِیلات انسان، تمامِی ندارد؛ پس باِید به مقدارِی اکتفا کرد. اگر خانهاِی دارِی خدا را شکر، اما اگر بهترِین خانهها را بخواهِی به اختلاس مِیانجامد. اگر شهوت مِیخواهِی، زن بگِیر و زندگِی تشکِیل بده اما اگر به دنبال شهوترانِی باشِی، تو را نابود مِیکند. مقام و منصب هم همِینگونه است و اگر لاِیق آن نباشِی اما آن را تصاحب کنِی، غصب است که تو را نابود مِیکند.
صبر به اِین معناست که جلوِی تماِیلات خود را بگِیرِی تا طغِیان نکند. هرچِیزِی که علاقه به آن بِیش از حد شود، مسِیر حق کنار مِیرود و مسِیر باطل پِیموده مِیشود؛ پس باِید در مقابلش صبر کرد.
«ألصّبر عن الشّهوة عفّة ... وعن المعصية ورع»؛١ صبر بر شهوت،عفت است و صبر بر گناه، ورع است. در مقابل شهوت و گناه باِید صبر کرد. اِین ورع انسان است که در مقابل هر گناهِی صبر کند و باِیستد.
١ . غرر الحكم و درر الكلم، ج١، ص١٠٦.