راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٥١ - علاج عملی
او بنشِینِیم و از او استفاده کنِیم».
همِین کار را کرد؛ تمام شاگردها را قانع کرد که اِین آقاِی شِیخ، استاد شود. درس خودش را که شاگردان زِیادِی داشت تعطِیل کرد و در اختِیار او قرار داد. وِی آِیتالله بود و او ِیک مدرّس تازهکار بود. آن شِیخ، همان شِیخ انصارِی رحمه الله بود. شِیخ رحمه الله ِیک مدرّس معمولِی بود اما اِین حرکتها که انجام شد، شخصِیت علمِی وِی معلوم شد.
آِیا چنِین روحِیهاِی را در خودمان اِیجاد کردهاِیم؟ اگر درسمان جمعِیت زِیادِی داشته باشد و کسِی بهتر از ما درس مِیگوِید و ملاتر و باسوادتر است آِیا حاضرِیم که درسمان را تعطِیل کنِیم و از همه بخواهِیم که در درس او شرکت کنِیم؟
کاسبان دِین
اِینها نمونههاِیِی از بزرگان اسلام بودند؛ اِینها بودند که اسلام را حفظ کردند. اِین اِیثارها، گذشتها و روحِیهها بود که اسلام را حفظ کرد. اگر در هواِی نفس غوطهور شوِیم، به دنبال مرجعِیت، مقام، تشرِیفات، تجملات، خودرو چنِینوچنان و زندگِی مرفّه باشِیم، کاسب خوبِی هستِیم. خودرو درجهِیکِی را تهِیه کردهاِیم، خانه خوب و زندگِی عالِی هم دارِیم؛ دراِینصورت، نگوِیِیم که عالم خوبِی هستِیم بلکه بگوِیِیم: «کاسب خوبِی هستِیم».
عالم درجهِیک اسلامِی کسِی است که از هواهاِی نفسانِی دور باشد. من به خودم مِیگوِیم، خطابش به خود من است، اگر ما به دنبال اِین